الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

118

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

الغِذاءِ مِن ثَديِ أُمِّكَ ، وَ عَرَّفَكَ عِندَ الحاجَةِ مَواضِعَ طَلَبِكَ وَ إِرادَتِكَ ؟ هَيهاتَ ! إِنَّ مَن يَعجِزُ عَن صِفاتِ ذِي الهَيئَةِ وَ الأَدَواتِ فَهُوَ عَن صِفاتِ خالِقِه أَعجَزُ ، وَ مِن تَناوُلِه بِحُدودِ المَخلوقينَ أَبعَدُ . اى آفريده‌شدهء متساوى و متناسب و معتدل ، و ايجادشده در تاريكيهاى ارحام و پرده‌هاى متضاعف ! آغاز شدى از خلاصه‌اى از گِل ، و گذاشته شدى در قرارگاهى استوار تا اندازه‌اى معلوم و اجل و موتى مقسوم . در شكم مادر ، در حالى كه جنين بودى ، جنبش و اضطراب داشتى ؛ نه خواندنى را پاسخ مىدادى ، و نه ندايى و صدايى را مىشنيدى . سپس از قرارگاه خود خارج شدى به سوى خانه‌اى كه آن را نديده بودى ، و راههاى منافع آن را نمىدانستى . پس چه كسى تو را به كشيدن غذا از پستان مادرت راهنمايى كرد ، و تو را در هنگام نياز ، به محلهاى طلب و خواسته‌ات شناسايى داد ؟ ! دريغا ! كسى كه از [ شناخت يا توصيف ] صفات آنكه داراى صورت و اعضاست عاجز است ، از صفات آفرينندهء خود ناتوان‌تر ، و از درك ذات او [ كه حدّ و نهايت ندارد ] از طريق حدود و نهايتهايى كه مخلوقات دارند ، دور تر و محروم‌تر است . در خطبهء 164 مىفرمايد : ابتَدَعَهُم خَلقاً عَجيباً مِن حَيَوانٍ وَ مَواتٍ ، وَ ساكِنٍ وَ ذي حَرَكاتٍ ، فَأَقامَ مِن شَواهِدِ البَيِّناتِ عَلى لَطيفِ صَنعَتِه وَ عَظيمِ قُدرَتِه مَا انقادَت لَهُ العُقولُ مُعتَرِفَةً بِه وَ مُسَلِّمَةً لَهُ ، وَ نَعَقَت في أَسماعِنا دَلائِلُهُ عَلى وَحدانِيَّتِه . وَ ما ذَرَأَ مِن مُختَلِفِ صُوَرِ الأَطيارِ الَّتي أَسكَنَها أَخاديدَ الأَرضِ ، وَ خُروقَ فِجاجِها ، وَ رَواسِيَ أَعلامِها مِن ذاتِ أَجنِحَةٍ مُختَلِفَةٍ ، وَ هَيئاتٍ مُتَبايِنَةٍ مُصَرَّفَةٍ في زِمامِ التَّسخيرِ ،